انتظار

محل غیبت امام زمان (عج) در سامرا
باز جمعه ای دگر گذشت . نیامدی و این دل من آهسته چشم بست .
باز در حسرت نیامدنت از چشمانم اشک ریخت .
دل از من می پرسد کی می آیی؟
من به او می گویم : جمعه می آیی و به خود می گویم کدامین جمعه ؟
سالها در انتظار آمدنت چشم به جمعه ها دوختم و دست به دعا داشتم .
فقط تو میدانی و خدا که عصر های جمعه چه حس و چه حالی دارم .
وقتی که مجبور می شوم برای آرام کردن این دل بها نه ای بیاورم .
فقط تو می دانی و خدا که عصر ها ی جمعه چه اشکها که از چشمانم فرو نمی ریزد .
چندین سال است که انتظارت را می کشم . با این انتظار مانوس شده ام .
باز هم مانند سالیان گذشته انتظارت را می کشم .
باز هم دل از من می پرسد کی می آیی ؟
و من باز به او میگویم : جمعه ...
جمعه می گذرد و ... ![]()

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
