
محل غیبت امام زمان (عج) در سامرا
باز جمعه ای دگر گذشت . نیامدی و این دل من آهسته چشم بست .
باز در حسرت نیامدنت از چشمانم اشک ریخت .
دل از من می پرسد کی می آیی؟
من به او می گویم : جمعه می آیی و به خود می گویم کدامین جمعه ؟
سالها در انتظار آمدنت چشم به جمعه ها دوختم و دست به دعا داشتم .
فقط تو میدانی و خدا که عصر های جمعه چه حس و چه حالی دارم .
وقتی که مجبور می شوم برای آرام کردن این دل بها نه ای بیاورم .
فقط تو می دانی و خدا که عصر ها ی جمعه چه اشکها که از چشمانم فرو نمی ریزد .
چندین سال است که انتظارت را می کشم . با این انتظار مانوس شده ام .
باز هم مانند سالیان گذشته انتظارت را می کشم .
باز هم دل از من می پرسد کی می آیی ؟
و من باز به او میگویم : جمعه ...
جمعه می گذرد و ... 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
پيشگوئيهاى
امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع)
درباره حضرت مهدى(ع)
بر اساس « نهج البلاغه » چاپ صبحى صالح
خطبه 100:
« و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ ، مَن تَقدَّمها مَرق ، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق ، و مَن لَزِمها لَحَق ، دليلُها مَكيثُ الكَـلام ، بَطـِىءُ القِيام ، سَريعٌ إذا قَام ، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم ، و أَشَرتم إليه بِـأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللهُ ، حتَّى يُطلِعَ اللهُ لَكم مَن يَجمَعُكم ، و يَضُـمُّ نَشرَكم ، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِل ، و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِر ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَـيْهِ ، و تَثبُتَ الأُخرَى ، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُـتا جَمِيعاً »
او ( پيامبر ) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد; آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد از شريعت اسلام خارج گردد; و آن كس كه از پيرويش سر باز زند به هلاكت رسد; و سرانجام كسيكه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده و به آن دست يابد.
پرچمدار اين پرچم با شكيبائى و آرامش سخن گويد; و با كندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد; امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهائى رسد; پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد ، و با سرانگشت به سويش اشاره كرديد ، دوران او سپرى شده و مرگش فرارسد.
از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضاء كند در انتظار بسر بريد ، آنگاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را ( كه به اختـلاف و جـدائى گرائيده ايد ) جمع كند و پراكندگى شما را سر و سامان بخشد. پس به كسيكه ( چيزيكه ) رو نكرده دل مبنديد; و از آن كه رو گردانده نا امید میشوید .
آگاه باشيد كه آل محمّد صلَّى الله عليه و آله همانند ستارگان اين گنبد مينا باشند; آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد.
گوئى چنان است كه در پرتو آل محمد(ص) نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مى بينم; و آنچه را كه آرزويش را در دل مى پرورانديد بدان دست يافتيد.
ابن ابى الحديد مى نويسد:امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود; و ضمن آن به مطالبى پيرامون احوال خود اشاره كرد.
سپس همچون ديگر شارحان ، بى چون و چرا هدف از ايراد اين خطبـه را پيشگـوئى از مهـدى و توصيف آن حضرت دانسته و مى گويد: شخصى را كه خدا برمى انگيزد از اهل بيت است; و اين سخن اشاره به مهـدى آخرالزمان مى باشد و در نزد ما ( اهل تسنن ) غير موجود است و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد; و به عقيده اماميه اكنون موجود مى باشد.

ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد
مگر هجر تــو را پايـــان نـــدارد
ابا صالـــح بيـــا دردم دوا کــن
مرا از ديدنـــت حاجــت روا کن
ابا صالح مـــرا با روسيــــاهی
به خود راهم بده با يک نگاهی
ابا صالح فقيــــرم من فقيـــرم
بده دستی که دامانت بگيـــرم
ابا صالح تو خوبی مـن بدم بــد
مرا از درگهــــت ردم مکــن رد
اباصالح چه خوش زيبنده باشد
کـه تو لعل لبت پر خنـده باشد
ابا صالح عزيـــــز آل ياسيـــــن
بيا درجمع ما يک لحظه بنشين

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
روز دردناک ضربت خوردن مولای متقیان علی (ع) بر صاحب عصر والزمان مهدی فاطمه (عج) و بر عموم شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام تسلیت باد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
مهدی کیست؟
حضرت محمد(ص) می فرماید:
حضرت مهدي ( عج ) از خاندان من و از فرزندان فاطمه ( س ) است.
حضرت مهدی(ع) می فرماید:
من مهدي هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنكه زمين را آكنده از عدل مي سازد ، آنچنان كه از ستم پر شده بود .
حضرت امام جواد (ع)می فرماید:
قائم ما همان مهدي است كه در غيبتش بايد منتظرش شوند ، و در ظهورش اطاعتش كنند . او سومي از پسران من است .
انتظار:
حضرت امام سجاد(ع):
بار خدايا درود فرست بر دوستان ايشان كه به مقام و مرتبه آنان ( خلافت و رئاست عامه و فضيلت و برتريشان بر همه مردم كه تو قرار داده اي ) اقرار دارند ، راه روشنشان را پيروي مي نمايند ( طبق دستورشان رفتار مي كنند ) دنبال آثار و نشانه هاشان مي روند ، به دستاويز ( به دين و راهنمايي ) شان چنگ مي زنند ، به دوستيشان تمسك مي جويند ( به وجوب طاعتشان اعتقاد دارند ) به امامت و پيشواييشان اقتدا مي نمايند ، براي امر و فرمانشان تسليم و فرمانبرانند ، در طاعت و پيرويشان مي كوشند ، ايام روزگار ( دولت و ظهور خلافت ) ايشان ( ايام حضرت صاحب الأمر ، المهدي المنتظر - صلوات الله وسلامه عليه - كه دولت او دولت ايشان است ) را انتظار دارند و چشمهاشان به سوي آنان دوخته اند ( هميشه چشم به راه ظهور دولت ايشانند ، حضرت اميرالمؤمنين - عليه السلام - فرموده : كسي كه امر ما '' ظهور امام زمان - عجل الله تعالي له الفرج - '' را منتظر و چشم به راه باشد مانند كسي است كه در راه خدا كشته و به خون خود طپيده باشد ) درودهاي با بركت و نيكي و پاكيزه و فزاينده هنگام بامدادان و شبانگاهان.
زمان ظهور:
حضرت امام مهدی (عج) :
ظهوري نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولاني و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.
حضرت امام مهدی (عج) :
زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين كنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
میلاد دومین امام حق امام حسن مجتبی علیه السلام بر مهدی فاطمه و دوستداران آن امام مبارک باد


+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
چند حدیث درمورد امام مهدی وظهور ایشان
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: مغرب زمین در برابر قوای او سر تعظیم فرود می آورد و مصلح کل برایشان مسجدی بنا می کند. منبع : کتاب حکیم
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: نوروز، تنها در زمان ظهور قائم ما اهل بیت، واقعیت می یابد که خداوند ما را بر تمامی خبائث و رذائل مسلّط می گرداند. منبع : بحارالانوار جلد 52
امام موسی کاظم (ع): خداوند به هنگام ظهور قائم (عج) دین حق را بر جمع ادیان باطله پیروز می گرداند. منبع : کتاب حکیم
امام مهدی(عج) فرمودند: نفرین خداوند و ملائکه و مردم گرویده بر کسی که تعدّی نماید به حقوق و اعتبارات ما. منبع : کتاب کمالالدی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
دوباره جمعه شد و وای ما اگر تا ظهر
ز کعبه بانگ انا المهدی ات به ما نرسد
...
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|
شرايط زمان تولد امام زمان (عليه السلام) شرايط عادى نبود، زيرا طبق روايات منقول از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مهدى آل محمد (عليه السلام)ـ آن كه ستمگران را نابود و زمين را پر از عدل و داد مى كند ـ فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام) است. از اين رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسكرى (عليه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ايشان به دنيا آيد، او را بكشد، همان گونه كه فرعون، در كمين بود تا اگر حضرت موسى (عليه السلام) به دنيا آيد، او را به قتل برساند. در اين شرايط خفقان و غير عادى، حضرت مهدى (عليه السلام) مخفيانه به دنيا آمدند.
جريان تولد حضرت را حكيمه خاتون، دختر امام جواد (عليه السلام) و عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) اين گونه بازگو كرده است:
«ابو محمد امام حسن عسكرى (عليه السلام)شخصى را دنبال من فرستاد كه امشب ـ شب نيمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بيا، زيرا خداوند امشب حجتش را آشكار مى كند. پرسيدم اين مولود از چه كسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض كردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بينم حضرت فرمود: موضوع همين است كه گفتم.
من در حالى كه نشسته بودم، نرجس آمد و كفش مرا از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب كرد و ناراحت شد و فرمود: اين چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندى عطا مى كند كه سرور و آقاى دنيا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از اين سخن من خجالت كشيد.
بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نيمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; ديدم فجر اول طلوع كرده و نرجس در خواب است. در اين حال، به ذهنم خطور كرد كه چرا حجت خدا آشكار نشد؟! نزديك بود شكى در دلم ايجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مكن كه موعود نزديك است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «يس» شدم. در اين هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بيدار شد. من او را به سينه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى كردم. امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: سوره ى قدر را برايش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولايت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. كودك نيز در شكم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند كه من ترسيدم. در اين هنگام پرده ى نورى ميان من و او كشيده شد، ناگاه متوجه شدم كودك ولادت يافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامى كه او را برگرفتم، ديدم پاك و پاكيزه است. در اين موقع حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بياور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم كودك دست كشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و ساير امامان معصوم (عليهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسيد فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمين را به وسيله ى من از عدل و داد پر كن.»
در روايت ديگرى آمده است: چون حضرت مهدى (عليه السلام) متولّد شد، نورى از او ساطع گرديد كه به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفيد را ديدم كه از آسمان به زير مى آمدند و بال هاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مى ماليدند و پرواز مى كردند. پس امام حسن عسكرى (عليه السلام) مرا آواز داد كه اى عمه! فرزند را برگير و نزد من بياور، چون برگرفتم، او را ختنه كرده و ناف بريده و پاك و پاكيزه يافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً» ۱
۱- بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غيبت شيخ طوسى ص 141
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط سرباز امام (عج)
|